محمد خزائلى
300
شرح بوستان ( فارسى )
چرا پيش خسرو به خواهش روى ؟ * چو يكسو نهادى طمع ، خسروى وگر خودپرستى ، شكم طبله كن ( 1 ) * در خانهء اين و آن قبله كن حكايت ( 2 ) [ يكى پر طمع پيش خوارزمشاه . . . . ] يكى پر طمع پيش خوارزمشاه ( 2 ) ، * شنيدم كه شد بامدادى پگاه چو ديدش به خدمت دو تا گشت و راست ، * دگر روى بر خاك ماليد و خاست ، پسر گفتش : اى بابك نامجوى ، * يكى مشكلت ، مىبپرسم ، بگوى نگفتى كه قبله است سوى حجاز ، * چرا كردى امروز از اين سو نماز ؟ مبر طاعت نفس شهوتپرست ، * كه هر ساعتش قبلهيى ديگر است مبر اى برادر به فرمانش دست ، * كه هركس كه فرمان نبردش برست قناعت سرافرازد اى مرد هوش ، * سر پرطمع برنيايد ز دوش ( 3 ) طمع آبروى توقر ( 4 ) بريخت * بجاى دو جو دامنى در بريخت چو سيراب خواهى شدن زاب جوى ، * چرا ريزى از بهر برف ، آبروى ؟ ( 5 ) مگر از تنعم شكيبا شوى * و گرنه ضرورت به درها شوى برو خواجه كوتاه كن دست آر ، * چه مىبايدت ز استين دراز ؟ كسى ( 6 ) را كه درج طمع درنوشت ، * نبايد به كس « عبد و خادم » نبشت